دیجیتال مارکتینگ چیست؟ دیجیتال مارکتینگ، کی، چه چیزی، چرا و چگونه؟

دیجیتال مارکتینگ چیست

این روزها اینترنت، وب‌سایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی و انواع مختلف پلتفرم‌های آنلاین کاملا نامحدود و ۲۴ ساعته در دسترس همه افراد قرار گرفته‌اند. به همین خاطر تعداد افرادی که نیازهای روزمره خود را به صورت آنلاین برطرف می‌کنند، سیری کاملا صعودی دارد.

تحقیقات نشان می‌دهند استفاده از اینترنت در میان بزرگسالان فقط طی سه سال گذشته، حدود ۵ درصد رشد داشته و به دنبال آن، سبک زندگی و روش‌های خرید کردن مردم کاملا متحول شده است؛ در چنین شرایطی بازاریابی آفلاین نمی‌تواند اثربخش باشد.

بازاریابی همواره به معنای تعامل برقرار کردن با مخاطبتان در زمان و مکان مناسب است؛ و امروزه دیجیتال مارکتینگ یعنی باید با مشتری در جایی که بیشترین زمان را سپری می‌کند ملاقات کنید: بستر اینترنت.

دیجیتال مارکتینگ شامل تمام روش‌های بازاریابی می‌شود که در بستر یک دستگاه الکترونیکی یا اینترنت جریان دارند. کسب‌وکارها برای این نوع بازاریابی می‌توانند انواع کانال‌های دیجیتالی اعم از موتورهای جستجو، شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر، اینستاگرام، یوتیوب، ایمیل، کانال‌های تلگرام، و سایر وب‌سایت‌ها را برای ارتباط با مشتریان فعلی و بالقوه به کار بگیرند.

یک کارشناس باتجربه بازاریابی ممکن است ادعا کند بازاریابی جاذبه‌ای و بازاریابی دیجیتال تقریبا یکسان هستند، اما بین‌ آن‌ها یکسری تفاوت‌های جزئی وجود دارد.

چرا دیجیتال مارکتینگ مهم است؟

دیجیتال مارکتینگ به شما کمک می‌کند تا از محدودیت‌های روش‌های سنتی فراتر بروید و به مخاطبان بیشتری دسترسی یابید. از طریق این روش بازاریابی، می‌توانید تمرکز خود را به مشتریانی اختصاص دهید که با احتمال بیشتری جذب محصول یا خدمات شما می‌شوند، در نتیجه کارآیی بالاتری نیز خواهید داشت. علاوه بر این، دیجیتال مارکتینگ اغلب مقرون به صرفه‌تر از تبلیغات سنتی است و به شما امکانی می‌دهد تا میزان پیشرفتتان را به صورت روزانه اندازه‌ بگیرید؛ پس قادر خواهید بود با متدهایی پیش بروید که بیشترین نرخ پاسخ‌دهی را دارد.

دیجیتال مارکتینگ چه مزایایی دارد؟

 به صورت کلی می‌توان برای دیجیتال مارکتینگ ۴ مزیت اساسی را نام برد.

۱) می‌توانید بیشترین‌ میزان انرژی خود را صرف فعال‌سازی مشتریان بالقوه‌ای کنید که در نزدیک‌ترین حالت به خرید محصول یا خدمات شما قرار گرفته‌اند.

‌وقتی به تلویزیون، مجله یا بیلبورد، تبلیغی را سفارش می‌دهید، کنترلتان روی بینندگان آگهی محدود است. البته می‌توانید در ارزیابی‌های نهایی میزان دسترسی جمعیت‌ و گروه خاصی به آگهی را اندازه‌گیری کنید (از جمله خوانندگان معمولی مجله یا جمعیت یک محله خاص) اما باز هم آمارها در هاله‌ای از ابهام قرار دارند.

در مقابل، دیجیتال مارکتینگ به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان ویژه را بشناسید و هدف قرار دهید. در نتیجه برای این دسته از مشتریان پیام‌های تبلیغاتی شخصی‌شده طراحی می‌کنید و نرخ پاسخ‌دهی بازاریابی به شدت افزایش می‌یابد.

به عنوان مثال، با آنالیز مخاطبانتان در شبکه‌های اجتماعی، از این‌ پلتفرم‌ها کمک می‌گیرید تا آگهی‌های خدمات و محصولات ویژه شرکت را به دست گروه خاصی براساس متغیرهایی مانند سن، جنسیت، محل زندگی، علایق، سبک زندگی، شبکه‌های ارتباطی یا رفتارهای مجازی برسانید. از طرف دیگر، به کمک دیجیتال مارکتینگ و استراتژی‌های PPC یا SEO، با کاربرانی که به محصول یا خدمات شما علاقه نشان داده‌اند یا کلمات کلیدی خاص مرتبط با صنعت شما را جستجو کرده‌اند، به صورت ویژه‌تر ارتباط می‌گیرید و برای آن‌ها برنامه‌های تبلیغاتی متناسب‌تر می‌چینید.

می‌توانید تحقیقات لازم را برای شناسایی شخصیت خریدارها انجام دهید و براساس این تحقیقات، استراتژی‌های بازاریابی‌تان را در طول زمان اصلاح کنید. همه کسب‌وکارها به دنبال مشتریانی می‌گردند که سرمایه‌گذاری روی آن‌ها مساوی با سوددهی است؛ مشتریانی که در زندگی روزمره خود دقیقا به خدمات شما نیاز دارند و دیجیتال مارکتینگ دستیابی به چنین مشتریانی را تضمین می‌کند.

در نهایت اگر محصولات و خدمات متنوعی دارید، به کمک این استراتژی بازاریابی، می‌توانید گروه‌های بزرگ مخاطبانتان را در زیرمجموعه‌های کوچک‌تر و همگن‌تر جای دهید و برای هر گروه، محصول متناسب با خودشان را تبلیغ کنید.

۲) مقرون به‌صرفه‌تر از روش‌های سنتی بازاریابی است.

بازاریابی دیجیتال راه‌حلی کاملا مقرون به‌صرفه‌ و منحصر به‌فرد است و به ازای کمترین هزینه، شما را به بالاترین سود می‌رساند.

در استراتژی دیجیتال مارکتینگ، روند کمپین‌ها به‌صورت روزانه مورد ارزیابی قرار می‌گیرد تا اگر بازگشت سرمایه رضایت‌بخشی نداشتند، سریعا متوجه‌ شوید و بودجه آن‌ها را کاهش دهید. اما در بازاریابی سنتی چنین قابلیتی وجود ندارد و مهم نیست که بازدهی بیلبورد شما چگونه است؛ چه سود آن بالا باشد، چه پایین، همچنان مبلغ یکسانی را صرف می‌کنید.

با متدهای بازاریابی آنلاین مدیریت هدفمند و دقیق بودجه‌ها کاملا امکان‌پذیر است. شاید به جای پرداخت هزینه برای تبلیغات کلیکی (PPC)، تصمیم بگیرید بودجه‌ خود را به طراحی نرم‌افزار و تولید محتوای حرفه‌ای برای اینستاگرام اختصاص بدهید. با استراتژی‌های دیجیتال مارکتینگ، می‌توانید کاملا پویا باشید، روش‌های مختلف را به کار بگیرید و مطمئن شوید که سرمایه شرکت در برنامه‌های ناکارآمد هدر نمی‌رود.

به عنوان مثال اگر در یک کسب‌وکار کوچک با بودجه محدود مشغولید، ممکن است روی استراتژی‌هایی سرمایه‌گذاری کنید که با کمترین هزینه بیشترین بازگشت سرمایه‌ را به ارمغان می‌آورند از جمله شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌نویسی یا سئو.

۳) با دیجیتال مارکتینگ از بازیگران بزرگ صنعتتان پیشی می‌گیرید.

رقابت با برندهای بزرگ و مطرح هر صنعت، که میلیون‌ها دلار برای تبلیغات تلویزیونی و کمپین‌های سراسری خود صرف می‌کنند، برای کسب‌وکارهای کوچک همیشه مثل یک رویای دور از دسترس به نظر می‌آید. اما امروزه از طریق ابتکارات و استراتژی‌های متنوع بازاریابی دیجیتال، کنار زدن رقبا بسیار راحت‌تر شده است.

مثلا می‌توانید با شناسایی کلمات کلیدی خاصی که به محصول یا خدماتتان مربوط می‌شوند، و تولید محتوای باکیفیت، رتبه‌بندی خو‌د در موتورهای جستجو را بهبود ببخشید. برای گوگل اهمیتی ندارد که کدام برند بزرگ‌تر است؛ در عوض محتوایی را ترجیح می‌دهد که بیشترین همخوانی را با نیازها و پرسونای مخاطب داشته باشد.

از جمله عناصر پررنگ در استراتژی‌های دیجیتال مارکتینگ، می‌توانیم فعالان شبکه‌های اجتماعی و مارکتینگ اینفلوئنسرها را نام ببریم که با هر کمپین، دست شبکه‌های جدید و متنوعی از مخاطبان را در دست تیم بازاریابی می‌گذارند. خیلی از ما معمولا علاقه چندانی به دنبال کردن صفحات برندهای بزرگ نداریم، اما جذب اینفلوئنسرهایی می‌شویم که محصولات یا خدمات محبوبشان را نمایش می‌دهند. پس اگر کارمند یک شرکت کوچک تا متوسط ​​هستید، از این روش غافل نشوید.

۴) دیجیتال مارکتینگ قابل اندازه‌گیری است.

دیجیتال مارکتینگ دیدی جامع و کامل از تمام معیارهایی ارائه می‌دهد که در موفقیت متدهای تبلیغاتی خرد و کلان کسب‌وکارتان موثرند؛ از جمله برداشت‌ها، اشتراک‌گذاری‌ها، بازدیدها، کلیک‌ها و مدت زمانی که هر کاربر در صفحه وب‌سایت حضور دارد.

ما فواید متعدد متدهای آفلاین بازاریابی را انکار نمی‌کنیم، اما باید پذیرفت که بزرگترین محدویت چنین روش‌هایی غیرقابل اندازه‌گیری بودن آن‌هاست. اگر تا به حال تبلیغی را به روزنامه‌ها یا مجلات سفارش داده باشید، حتما می‌دانید که تخمین زدن تعداد واقعی افرادی که به آن صفحه رفته و تبلیغ شما را خوانده‌اند چقدر کار سختی است. تقریبا هیچ‌وقت متوجه نخواهید شد که اصلا آیا فروشتان ارتباطی به آن تبلیغ داشته یا نه.

کارشناسان دیجیتال مارکتینگ برای هر کدام از تبلیغات و برنامه‌های بازاریابی شرکت، بازگشت سرمایه را محاسبه می‌کنند، و این یکی از بزرگترین مزایای بازاریابی دیجیتال است.

در ادامه چند نمونه را برایتان آماده کرده‌ایم.

مثال‌هایی از اهمیت دیجیتال مارکتینگ

ترافیک وب‌سایت

دیجیتال مارکتینگ با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای آنالیز و تحلیل، تعداد دقیق بازدیدکنندگان صفحه اصلی وب سایتتان را بر حسب زمان محاسبه می‌کند. می‌توانید ببینید سراغ چند صفحه رفتند، به کدام صفحات توجه بیشتری داشتند، از چه دستگاهی استفاده کردند و ساکن چه منطقه‌ای هستند.

هوش مصنوعی در خدمت شماست تا بر اساس تعداد افرادی که هر کدام از کانال‌های تبلیغاتی به وب سایتتان می‌رسانند، دریابید که باید بودجه چه کمپینی را افزایش و چه کمپینی را کاهش دهید. مثلا وقتی سرچ ارگانیک فقط ۱۰ درصد از ترافیک وب سایت یک کمپانی را تامین می‌کند، کارشناسان بازاریابی آن باید سرمایه‌گذاری برای بهبود سئو را بیشتر جدی‌ بگیرند.

در بازاریابی آفلاین، تا زمانی که مشتریان با فروشنده ارتباط نگیرند یا خرید نکنند، قضاوت میزان تعامل آن‌ها با برند بسیار دشوار است. اما به کمک دیجیتال مارکتینگ، می‌توانید روندها و الگوهای رفتاری افراد را در تمام فرآیند خریدشان از آشنایی، تا بررسی محصولات، انتخاب محصول دلخواه، و سرانجام پرداخت هزینه رصد کنید‌. روشن است که با برخورداری از چنین داده‌ای تصمیمات آگاهانه‌تری در مورد نحوه جذب مشتری به سایت خود درست در بالای قیف بازاریابی خواهید گرفت.

 

عملکرد محتوا و ایجاد سرنخ

تصور کنید برای یک محصول، بروشوری ساخته‌ و از طریق صندوق پستی برای افراد فرستاده‌اید، این بروشور در شمار محتواهای تبلیغاتی آفلاین به حساب می‌آید. مشکل این است که نمی‌دانید چند نفر بروشورتان را باز کردند یا چند نفر آن را مستقیما به سطل زباله انداختند.

در مقابل اگر آن بروشور را در وب‌سایتتان بگذارید، تعداد دقیق افرادی که سراغ صفحه‌ مدنظرتان رفته‌اند قابل اندازه‌گیری است، و همچنین به اطلاعات تماس کاربرانی که آن را دانلود کرده‌اند دسترسی می‌یابید. پس نه تنها تعداد افرادی که با محتوای شما درگیر هستند را محاسبه می‌کنید، بلکه می‌توانید در مسیر دانلود آن سرنخ‌های ترغیب‌کننده نیز قرار دهید.

مدل سازی تخصیص

یک استراتژی موثر دیجیتال مارکتینگ، با برخورداری از ابزارها و فناوری‌های مناسب، به شما این امکان را می‌دهد که تمام فروش خود را از اولین نقطه ارتباط دیجیتالی مشتری با کسب‌وکارتان ردیابی کنید؛ ما به این روند، مدل سازی تخصیص (attribution modeling) می‌گوییم‌. با استفاده از مدل سازی تخصیص به‌راحتی روش کاربران برای تحقیق درباره محصولات و رفتارهای مربوط به خرید مشتریان را می‌شناسید و متوجه می‌شوید که کدام بخش از استراتژی‌های بازاریابی شرکت نیازمند توجه بیشتر هستند یا در چه بخش‌هایی از چرخه فروش باید بازنگری کنید.

نقش دیجیتال مارکتینگ در کسب‌وکار چیست؟

مارکتینگ سنتی بیشتر به معنای تبلیغات چاپی، ارتباطات تلفنی یا بازاریابی فیزیکی و گفت‌وگوی رودررو است؛ اما بازاریابی دیجیتال به صورت الکترونیکی و آنلاین انجام می‌شود. پس برندها در دیجیتال مارکتینگ برای دستیابی به مشتریان امکانات بسیار متنوع‌تری دارند؛ از جمله ایمیل، ویدئو، کلیپ، شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌های مختلف، موتورهای جستجو و…

در این مرحله، بازاریابی دیجیتال برای کسب‌وکار و احاطه تیم مدیریت روی وضعیت برند حیاتی است. امروزه دیگر هر برندی‌ یک وب‌سایت را دارد و علاوه بر آن، اکثر برندها استراتژی‌های تبلیغاتیشان را از طریق شبکه‌های اجتماعی جلو می‌برند. محتوای دیجیتال و بازاریابی به‌حدی رایج شده که مشتریان از آن به عنوان راهی برای بررسی برندها استفاده می‌کنند و حضور کم‌رنگ کسب‌وکار در فضای مجازی را یک ضعف می‌بینند. به بیان دیگر، در جایگاه صاحب بیزینس، با کنار گذاشتن دیجیتال مارکتینگ در برابر رقبایتان دوام نخواهید آورد.

ابزارها، امکانات، و استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال بسیار گسترده‌ هستند؛ پس به‌سادگی می‌توانید خلاقیت به خرج دهید و بر اساس مقدار بودجه‌تان متدهای بازاریابی متنوعی را‌ در پیش بگیرید. یکی از ابزارهای دیجیتال مارکتینگ، داشبوردهای تحلیلی هستند که برای نظارت بر میزان موفقیت و بازگشت سرمایه کمپین‌های  تبلیغاتی به کار می‌روند. این شکل از ارزیابی در مارکتینگ آفلاین مثل بیلبوردها یا تبلیغات چاپی تقریبا غیرممکن است.

یک کسب‌وکار، دیجیتال مارکتینگ را چگونه تعریف می‌کند؟

پیش‌تر اشاره شد که دیجیتال مارکتینگ، در جایی بروز، ظهور و تمرکز دارد که مشتری بیشترین وقت خود را سپری می‌کند: اینترنت. از خود وب‌سایت یک کسب‌وکار را در نظر بگیرید تا سایر بسترهای برندسازی آنلاین مثل تبلیغات دیجیتال، بازاریابی ایمیلی، بروشورهای آنلاین، موشن‌گرافی و موارد دیگر؛ طیف گسترده‌ای از تاکتیک‌ها را می‌توانیم زیر چتر «دیجیتال مارکتینگ» قرار دهیم. موارد زیر مثال‌هایی از انواع متدهای بازاریابی اینترنتی هستند:

  • سئو (بهینه‌سازی موتور جستجو)
  • بازاریابی محتوایی
  • بازاریابی شبکه‌های اجتماعی
  • تبلیغات کلیکی (PPC)
  • بازاریابی پورسانتی
  • بازاریابی بومی
  • اتوماسیون بازاریابی
  • بازاریابی ایمیلی
  • روابط عمومی آنلاین
  • بازاریابی جاذبه‌ای
  • محتوای حمایت‌شده (Sponsored Content)

بهترین کارشناسان بازاریابی آنلاین، از میزان موفقیت هر کمپین تبلیغاتی در دستیابی به اهداف کلی مجموعه تصویر واضح و دقیقی دارند. همچنین دستشان باز است که بسته به سیاست‌های مارکتینگ شرکت، از طریق کانال‌های رایگان یا پولی، از کمپین‌های بزرگ‌تر هم حمایت کنند. برای مثال، یک بازاریاب محتوا برای سرنخ دادن به کتاب الکترونیکی جدید شرکتش، می‌تواند چندین پست وبلاگی و مقاله سئو‌ بنویسد. سپس بازاریاب شبکه‌های اجتماعی، این محتواها را از طریق پست‌های پولی و ارگانیک در پیج اینستاگرام شرکت تبلیغ می‌کند. شاید بازاریاب ایمیل هم یک کمپین ایمیلی راه بیندازد و برای دانلودکنندگان کتاب الکترونیکی، اطلاعات بیشتری در مورد شرکت بفرستد.

پس به‌طور خلاصه، دیجیتال مارکتینگ فرصت‌های بسیار انعطاف‌پذیری را برای رشد مستمر به کسب‌وکارها ارائه می‌کند، اما این که آن‌ها را در چه مسیری به کار بگیرید به خودتان وابسته است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانهرزومهبلاگارتباط با من